محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

357

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

حادثهء قتل سانچو در سال 501 ه / 1108 م واقع شد و آلفونسوى ششم نيز پس از مرگ او از شدت اندوه درگذشت . « 26 » در روايات اسلامى تنها نامى از زائده آمده بدون قصه و داستانى مربوط به او ؛ ولى دلايل قاطعى بر حقيقت شخصيت او و اوصافش از مطاوى نصوص به دست مىآيد و ما به دو نص معتبر در باب او دسترسى داريم : يكى آنچه ابن عذارى در تاريخ خود البيان المغرب در ذيل حوادث سال 501 ه / 1108 م آورده است و مىگويد در اين سال مرابطون براى گرفتن دژ اقليش لشكر بردند و در خلال نبرد فرزند آلفونسو ( اذفونس ) كه سانچو ( شانجه ) نام داشت و مادرش پيش از آن زوجهء المأمون بن عباد بود و به كيش مسيحيت درآمده بود با هفت هزار سوار بيامد . « 27 » ديگر نصى است كه الونشريشى در كتاب خود به نام المعيار المغرب و الجامع المعرب عن فتاوى اهل افريقيه و الاندلس و المغرب آورده و در ذيل يكى از فتاوى ، به عروس المعتمد بن عباد مثل مىزند كه چون به دست دشمن افتاد مرتد گرديد . « 28 » اين بود حقيقت اسطورهء زائده دختر المعتمد بن عباد كه پدر ، او را به آلفونسوى ششم به زنى داد تا بتواند او را بر ضد مرابطون با خود همدست نمايد . اين افسانه سالها چون حقيقتى ترديدناپذير در نوشته‌هاى كليسايى اوراقى را اشغال كرده بود . آنچه بر غموض آن مىافزايد سكوت مورخان اسلامى است كه خود معاصر آن ماجرا بوده‌اند يا پس از آن مىزيسته‌اند . ظاهرا اين مورخان دريافته‌اند كه اين قصه با چنين طول و تفصيلى براى آزار روح مسلمانان ساخته شده است ؛ از اين‌رو ترجيح داده‌اند كه از ذكر آن چشم بپوشند و با آن چون قصه‌اى خالى از اهميت تاريخى برخورد كنند .

--> ( 26 ) . رجوع كنيد به : 467 - 067 604 , 504 . p , . dibI : ladiP . M . R ( 27 ) . اين نص را خاورشناس دانشمند لوى پروونسال در اوراق مخطوطى از البيان المغرب در كتابخانهء جامع قرويين در فاس پيدا كرده و هنوز منتشر نشده است . لوى پروونسال بر مبناى آن اوراق ، مقاله‌اى تحت عنوان aroM al adiaZ در مجلهء ) 4391 ( IIIVX sir ? epsiH نوشته است . مقالهء او پرتوى است كه زواياى تاريك اين اسطوره را روشن مىسازد . ( 28 ) . كتاب الونشريشى در سال 1314 ه ق . در فاس چاپ شده است .